![]() |
![]() |
|
| ویژۀ کاربرد سلاح های اورانیوم رقیق شده در جنگ های معاصر |
|
گاهنامۀ هنر و مبارزه 10 اوت 2011 ترجمه توسط حمید محوی
عکس قارچ اتمی روی هیروشیما از فاصلۀ 80 کیلومتری 6 اوت 1945 در ساعت 8 و 15 دقیقه روزنامۀ انترنتی حزب کمونیست کانادا شمارۀ 26 8 اوت 2011
سالگرد بمباران اتمی هیروشیما و ناگازاکی باج گیری اتمی ایالات متحدۀ آمریکا و قدرت های بزرگ بس است! نقش اخلالگر کانادا در کمیتۀ خلع سلاح اتمی را متوقف کنیم! امسال شصت و ششمین سالگرد بمبارات اتمی هیروشیما، 6 اوت 1945، و ناگازاکی در 9 اوت توسط امپریالیسم ایالات متحدۀ آمریکا است. این اعمال خشونت بار و جنایتکارانه که موجب مرگ صدها هزار نفر از مردم غیر نظامی شد. هدف اصلی این بمباران اتمی به زانو درآوردن مردم جهان در مقابل امپریالیسم آمریکا بود، که در غیر این صورت می بایستی سرنوشت مشابهی را انتظار بکشند. شش دهه پس از این واقعه، به ویژه ایالات متحدۀ آمریکا هم چنان با سلاح های اتمی و پایگاه های نظامی که هم چون قارچ در اقسا نقاط جهان روییده است، و با سلاح های قدرت های رقیب، به سیاست تهدید جهان به نابودی ادامه می دهد.
ملت های تحت ستم برای استقلال و آزادی ملی خود می کوشند و بر آن هستند تا خود را از چنگ چپاولگران خارجی یک بار برای همیشه آزاد سازند. امپریالیست های آمریکایی نمی توانند این واقعیت را درک کنند که مردم بردۀ آنها نیستند. سازش ناپذیری و فقدان توانایی امپریالست ها در حل مسائلی که جهان با آن در گیر است و گزینش دائمی خشونت به عنوان تنها راه کار، و در نتیجه برای بینشی که حقوق را با اتکاء به قدرت تعریف می کند، سلاح اتمی قوی ترین خواهد بود. ایالات متحدۀ آمریکا در مورد خلع سلاح اتمی اشک تمساح می ریزد و مدعی می شود که خواهان کاهش ذخیرۀ سلاح هسته ای است. ولی در واقع، استفاده از قدرت و تهدید به وسیلۀ قدرت تنها شکل حل منازعات با کشورهای دیگر است، یعنی موضوعی که موجب افزایش خطر جنگ هسته ای و جنگ جهانی دیگری خواهد بود. ماشیناسیون ایالات متحدۀ در شبهه جزیرۀ کره از پایان جنگ کره یکی از این نمونه ها است. این مداخله جمهوری دموکراتیک خلق کره را وادار ساخته است که به خود را به سلاح اتمی به عنوان سلاح بازدارنده مجهز سازد، به این معنا که یک میلیمتر از حاکمیت ملی و سعادت و خوشبختی خلق کره واپس نمی نشیند و موضعش در رابطه با اتحاد ملت کره کاملا روشن است یعنی اتحاد بر اساس استقلال و بی آن که نیروهای خارجی دخالت داشته باشند. تحت چنین شرایطی در شبهه جزیرۀ کره و مشکل خلع سلاح اتمی، دولت استفان هارپر تشخیص داده است که کانادا، مثل همیشه برای دفاع از به اصطلاح ارزش های والا و آرمانی کانادا باید به نفع ایالات متحدۀ آمریکا مداخله کند. 11 ژوئیه، وزیر امور خارجه، جان بیرد اعلام کرد که کانادا به شکل موقت کنفرانس خلع سلاح در سازمان ملل متحد را، برای اعتراض به حکم نمایندگی ریاست جمهوری دموکراتیک خلق کره (که 19 اوت به پایان می رسد)، بایکوت خواهد کرد، و این کشور را به «گسترش سلاح های هسته ای» متهم دانست. چنین طوفانی که وزیر امور خارجه، جان بیرد، در فنجان به پا کرده، در تاریخی صورت می پذیرد که جهان شصت و ششمین سالگرد جنایت جنگی امپریالیست های آمریکایی را علیه مردم ژاپن برگزار می کنند، یعنی از تاریخی که اژدهای هسته ای آمریکا و رقابت در ساخت تسلیحات هسته ای گسترش یافت. اعلامیۀ جان بیرد بی اساس و محکوم است زیرا خاطرۀ تاریخی قربانیان بمباران هیروشیما و ناگازاکی را آلوده می سازد. هدف این است که ساده دلان موضعی را اتخاذ کنند که هویژهاز نیروی هسته ای توسط ابر قدرت ها و به ویژه ایالات متحدۀ آمریکا قابل توجیه باشد. چنین تلاش هایی برای بدنام کردن جمهوری دموکراتیک خلق کره و پنهان ساختن مداخلات ایالات متحدۀ آمریکا در این شبهه جزیره به هیچ عنوان آرمان های مردم کانادا را بازنمایی نمی کند. مردم کانادا خواهان جهانی بدون سلاح اتمی هستند و بر این باورند که منازعات بین المللی همیشه می تواند از طریق مسالمت آمیز حل شود.
منبع : http://www.cpcml.ca/francais/Lmlq2011/Q410267.HTM
|
|
+ نوشته شده در
Wed 10 Aug 2011ساعت توسط حمید محوی |
|
|
گاهنامۀ هنر و مبارزه 3 آوریل 2011 مقالۀ حاضر به مجموعه مقالاتی تعلق دارد که پیرامون جنگ استعماری علیه لیبی از سایت «پژوهش های جهانی سازی» از فرانسه به فارسی ترجمه و در پایگاه عملیات انترنتی «گاهنامۀ هنر و مبارزه» منتشر شده است. مترجم به دلیل نا آشنایی با زبان علمی در زمینۀ ای که حوزۀ تخصصی نویسنده است، ناچار به قطع نظر از بخش های مختصری از متن اصلی بوده است، و برای مابقی امیدوار است که مورد پذیرش اهل علم واقع گردد . http://g-honar-v-mobarze.blogfa.com پهپاد مسلح به اورنیوم ضعیف شده در جنگ علیه لیبی نخستین بررسی تأثیرات آن از دیدگاه محیط زیست و بهداشت نوشتۀ ماسیمو زوچتی Massimo Zucchetti
استاد در مدرسۀ پلی تکنیک تورن در ایتالیا (ترجمه از فرانسه به فارسی توسط حمید محوی)
Mondialisation.ca, Le 28 mars 2011
مسائل مرتبط به اورانیوم ضعیف شده و مسمومیت ناشی از آن، دراین سال های گذشته، از زمینۀ علمی فراتر رفته است. نویسندۀ این سطور [1] از 20 سال پیش، متخصص «رادیو پروتکسیون» (حفاظت پرتو افکنی) و اورانیوم ضعیف شده از سال 1999 بوده است. پس از تجربۀ انتشار بررسی های علمی در نشریات، کنفرانس های بین المللی در ایتالیا دربارۀ اورانیوم ضعیف شده، موضوع این نوشته به ارزیابی تأثیرات احتمالی اورانیوم ضعیف شده روی محیط زیست و بهداشت در جنگ علیه لیبی (2011) اختصاص دارد. به کار بستن اورانیوم ضعیف شده از همان آغاز جنگ علیه لیبی در ارگان های خبری منتشر شد[2]. با خصوصیات فیزیکی خاص، به ویژه چگالی آن که به این ماده قابلیت نفوذ فوق العاده ای می دهد، و باید علاوه براین به بهای بسیار نازل آن اشاره کنیم (بهای اورانیوم رقیق شده برای هر کیلو، 2 دلار است) و به همین ترتیب مشکلات نگهداری این زبالۀ اتمی است که در مجموع به نحو بارزی در زمینۀ نظامی کاربرد پیدا می کند. اگر به شکل صحیح به کار گرفته شود، آلیاژ [اورانیوم –تیتان] مادۀ خیلی مؤثری برای ساخت نفوذگر با تکیه به انرژی جنشی خواهد بود، قطعۀ فلزی با چگالی بالا، وقتی که با شتاب بالا پرتاب می شود، می تواند جدار زرهی را بشکافد. در روند نفوذ، بخش قابل توجهی از اورانیومی که به شکل قطعۀ گداخته (گرما زایی شدید نزدیک 5000 درجۀ سانتی گراد) به حالت غبار در آمده، وقتی جدار زرهی را می شکافد و از سوی دیگر به هوای آزاد می رسد، تأثیر مخرب فزایندی تری می یابد. این خاصیت «حساسیت اشتعال در دمای محیط »(پیروفوریسیته)، به عنوان مثال، خصوصیت گوگرد در کبریت. در نتیجه علاوه بر چگالی بالا، حساسیت اشتعالی در اورانیوم ضعیف شده مزیت آن را برای کاربردهای نظامی به عنوان سلاح آتش زا افزایش می دهد : API : Armour Piercing Incendiary نفوذ گر زره پوش و آتش زا سرانجام، در مرحلۀ اصابت روی شیء،سختی نسبی اورانیوم ضعیف شده (در آلیاژ تیتان) موجب می شود که قابلیت برندگی اش را حفظ کند، به عبارت دیگر، پرتاب شونده مثل گلولۀ سربی در اصابت با جدارۀ زرهی کلاهک آن پهن نمی شود، و شکل لوله ای خودش را حفظ کرده و قابلیت نفوذی آن از بین نمی رود. اورانیوم ضعیف شده مطمئنا در جنگ خلیج به سال 1991، به همین گونه در بمبارانی که به تاریخ سپتامبر 1995 ناتو روی جمهوری صرب در بوسنی انجام داد، و علاوه بر این بمباران یوگوسلاوی به سال 1999، در قرن حاضر نیز در حمله به افغانستان و عراق به سال 2003 به کار برده شده است. به کار گیری مادۀ اورانیوم ضعیف شده در جنگ سومالی و بوسنی مرکزی و مرکز-شرقی (به ویژه در گسترۀ منطقه ای که پیرامون سارایوو را در بر می گیرد) در سال های 1990، در فلسطین و در شلیک های آزمایشی نیروهای ناتو، در حال حاضر پروندۀ کاملی وجود ندارد [3].
بین جنگ افزارهایی که به
اورانیوم ضعیف شده مسلح می باشد می توانیم از موشک کروز تاماهاک نام ببریم که
کاربرد آن در جنگ بالکان طی بهار 1999 اگر چه توسط ناتو تکذیب شد ولی با آن چه بعدا
در مناطق جنگی کشف گردید، توسط اتحادیه اروپا به تأیید رسید [4]. علاوه بر این، در کتیبۀ ده فرمانی که برای افسران و تمام افرادی نوشته شده بود که با لباس نظامی راهی کزووو بودند ، دستورالعمل زیر توصیه شده بود که مربوط است به حضور اورانیوم ضعیف شده در منطقه و به ویژه «تاماهاک»، در مقدمۀ دستورالعمل چنین نوشته شده است : « تماس با وسایل حمل و نقل و ابزارهای ارتش صرب در کزووو می تواند برای سلامتی نظامیان و غیر نظامیان خطرناک باشد. وسایل حمل و نقل و تجهیزات تخریب شده و یا رها شده تنها توسط افراد متخصص می تواند مورد بازرسی قرار گیرد. خطر می تواند ناشی از اورانیوم ضعیف شده حاصل از بمباران توسط ناتو باشد که به شکل مستقیم و به شکل غیر مستقیم تجهیزات را آلوده ساخته است. علاوه بر این، «کولیماتورها» دارای تریتیوم است و ابزارها و سامانه های هدف یاب می تواند تشعشعات رادیو اکتیو داشته باشد و برای آنهایی که این ابزارها را بازرسی می کنند خطرناک است».
بر اساس راه کارهایی که
برای اجتناب از انفجارهای اورانیوم ضعیف شده مطرح گردیده : «از هر وسیله ای یا
تجهیزاتی که فکر می کنید ممکن است با مهماتی که دارای اورانیوم ضعیف شده بوده اند
و یا موشک کروز تاماهاک مورد حمله قرار
گرفته اند اجتناب کنید. به مهمات اورانیوم ضعیف شده ای که در مسیرتان پیدا کنید
دست نزنید. اگر به نظرتان می رسد که هوا آلوده است، فورا فرماندۀ خودتان را مطلع
سازید. هر کجایی که هستید با هر وسیله ای که در محل می یابید، منطقه ای را که
آلوده تشخیص داده اید علامت گذاری کنید. اگر در منطقۀ آلوده به سر می برید، دست
کم، از ماسک و دستکش حفاظتی استفاده کنید. به بهداشت شخصی تان به بهترین شکلی
رسیدگی کنید. دائما خودتان و لباس هایتان را بشوئید».
![]()
ارزیابی های گوناگون دربارۀ مقدار اورانیوم ضعیف شده در موشک ها به ویژه بر اساس منابع گوناگون از 3 کیلوگرم تا حدود 400 کیلوگرم اختلاف نظر وجود دارد. در یادداشت ها منابع مختلفی در بارۀ این موضوع معرفی شده که می توانید ببینید که برای ارزیابی تأثیرات آن در طبیعت دارای اهمیت بسیار زیادی می باشد [5]. تکذیب قابل پیشبینی دربارۀ حضور اورانیوم ضعیف شده در موشک ها می تواند با مجموعه ای که در پائین صفحه یادآور شدم و به همین گونه منابع نظامی قابل مقایسه باشد [6]. این تفاوت های بزرگ در داده ها را به سادگی می توان توضیح داد. کلاهک برخی از موشک های کروز مسلح به اورانیوم ضعیف شده است. موشک ها ی دیگر نیز اورانیوم ضعیف شده دارند ولی نه به عنوان مهمات بلکه به عنوان بال متعادل گر در طول پرواز. در نتیجه می توانیم دو مورد را مورد بررسی قرار دهیم : _ فرضیۀ اوّل : پهپا د با کلاهک اورانیوم. 400 کیلو گرم اورانیوم ضعیف شده. _ فرضیۀ دوم : پهپاد بدون کلاهک اورانیوم. 3 کیلوگرم اورانیوم ضعیف شده. محاسبۀ تأثیرات اورانیوم ضعیف شده در طبیعت و در رابطه با سلامتی انسان در بررسی های گسترده ای که نویسنده به مسائل و مشکلات اورانیوم ضعیف شده اختصاص داده [7] پیش ازاین موضوع محاسبۀ آلودگی به رادیواکتیو اورانیوم در موشک های کروز – پهپادها – مطرح شده است : به ویژه دربارۀ موشک هایی که در سال 1955 روی بوسنی پرتاب شد. این بررسی ها در انترنت و در مجلۀ زیر قابل دسترسی می باشد : [Scientifique Tribuna biologica e Medica [8], [9 اگر الگوهایی را که در مقالات پیشین مطرح گردیده، در چشم انداز قرار دهیم، می توانیم به شکل موضعی یعنی در مناطق بمباران شده در مورد چگونگی عمل تنفسی نتیجه گیری کنیم، و با محاسبه ای که دست کم تنها در موارد عینی، به ما اجازه می دهد تا بگوییم که درجۀ آلودگی در حدی است که چشم پوشی از آن جایز نمی باشد. اگر الگوهایی را که در مقالات پیشین مطرح گردیده، در چشم انداز قرار دهیم، می توانیم به شکل موضعی یعنی در مناطق بمباران شده در مورد چگونگی عمل تنفسی نتیجه گیری کنیم، و با محاسبه ای که دست کم تنها در موارد عینی، به ما اجازه می دهد تا بگوییم که درجۀ آلودگی در حدی است که چشم پوشی از آن جایز نیست. با فرض اصابت پهپلد تاماهاک که از 3 کیلوگرم (در بهترین حالت) تا 400 کیلوگرم (در بدترین حالت) خرج اورنیوم ضعیف شده دارد، پس از احتراق شدید در 5000 درجۀ سانتی گراد، زباله- ابری با ابعاد متغییر تولید می کند. ذرات غبار، به همان شکلی که گفتیم، از عناصری درابعاد [5-0.5] میکرون تشکیل شده است. در فاصلۀ 500 تا 1000 متر از نقطۀ اصابت می توان زباله- ابری را تنفس کرد که به اندازۀ کافی معنی دار خواهد بود، یعنی توده ای از عناصری به جرم (1 ننوگرم = هزار میلیاردم کیلوگرم است).(6-50x10-10gr.) 0.6 تا 5 نانوگرم. محاسبه ای که بر اساس GEN II (به پادداشت (10) مراجعه کنید) انجام گرفته و با قطع نظر از تأثیرات آتش سوزی و تنها با محاسبۀ یک ساعت تنفس در فضای غبار آلود ناشی از انفجار، و باز هم با قطع نظر از عناصر مابعدی که می تواند به افزایش ابعاد انفجار بیانجامد، طی یک ساعت تنفس ذرات رادیو آکتیوی که از طریق تنفس زباله-ابر وارد دستگاه تنفسی می شود، بسیار حائز اهمیت است. افرادی که در مجاورت ا ین زباله-ابر قرار می گیرند، نخستین گروه قربانیان را تشکیل می دهند. موشکی که به هدف اصابت می کند قابلیت اشتعال داشته و غبارهای اکسیده را در محیط پراکنده می سازد – بر اساس حساب احتمالاتی که در این بررسی انجام گرفته _ 70 درصد اورانیوم ضعیف شده موجود در موشک هایی که «هوشمند» نامیده اند و همیشه به هدف اصابت می کند، آتش زا بوده و تقریبا نیمی از آن جزء اکسیده های محلول است. محاسبات ذره شناسی نشان می دهد که غبار اکسید اورانیوم ضعیف شده ا ز راه دستگاه تنفسی وارد بدن انسان می شود، و ذرات بسیار کوچکتری را نیز به وجود می آورد که از غبارهایی اورانیوم در صنایع نیز کوچکتر است، یعنی به اندازه ای کمتر از میکرون. در مورد سرنوشت غبار اونیوم ضعیف شده در بدن انسان، راه اصلی جذب آن، همان گونه که که می دانیم، راه دستگاه تنفسی است، که بخشی از غبار ها محلول و بخش دیگر در مایعات بدن غیر محلول می باشد. با توجه به خصوصیات اکسید اورانیوم ضعیف شده حاصل از کاربردهای نظامی، ضروری است که به تفاوت عملکرد و عکس العمل های آن با غبارهای حاصل از فعالیت های صنعتی در زمینۀ اورانیوم بپردازیم. در هر صورت (بر اساس گزارش پانوشت 11) تقریبا 60 درصد از آن چه در عمل تنفسی وارد بدن انسان شده است در دستگاه تنفسی رسوب کرده، و مابقی در بازدم آزاد می شود. علاوه بر این، تقریبا 25 درصد از عناصر وارد شده در بدن که تقریبا 1 میکرون قطر دارد تا مدت زیادی در شش ها باقی مانده، در حالی که مابقی در مجاری تنفسی بخش بالا رسوب می کند، و سپس وارد دستگاه گوارش می شود ، بخشی از آن از راه ادرار تخلیه می شود، ولی بخشی دیگر این عناصر روی استخوان ها رسوب کرده و تراکم ایجاد می کند. این 25 درصد عناصر بسیار کوچک [میکرون پایه] باقی مانده در شش ها، نیمی از آن به شکل محلول در مایعات بدن جریان پیدا می کند و نیمی دیگر به شکل نامحلول باقی خواهد ماند. این نوع فعل و انفعالات و مجاورت در محیط آلوده تا کنون در موقعیت های پیشین، که مرتبط به تابش ذرات آلفا در شش ها می باشد، بین شهر نشینان دیده نشد است. چگونگی این نوع مجاورت با حدنساب ضایعاتی که در حفاظت پرتو افکنی در نظر می گیرند کاملا تفاوت دارد، و بررسی آن حتی از نمونه هایی که در مورد افرادی که در هیروشیما و ناکازاکی قربانی پرتو افکنی های شدید بوده اند قابل تفکیک می باشد. استاندارهای حفاظت پرتو افکنی بر اساس چنین مشاهداتی بوده و در نتیجه می تواند خطر چنین مواردی را تقلیل دهد. وقتی به انواع دیگری از مسمویت، به جز مسمویت رادیو لوژیک بپردازیم، از دو دیدگاه موضوع روشن خواهد شد : _ از دیدگاه ترکیب غبارهای فوق العاده کوچک اورانیوم ضعیف شده که از کاربرد سلاح های نظامی منشأ می گیرد _ از دیدگاه مسمویت شیمیایی اورانیوم مسمومیت محیط زیست توسط اکسید اورانیوم ضعیف شده ناشی از مصارف نظامی، داری مسمومیت شیمیایی و پرتو افکن است : در نتیجه بایستی تأثیرات [هم افزایانۀ] (سینرژیک) این دو عامل ترکیبی را ارزیابی کرد. به عبارت دیگر، پرتو افکنی و مسمومیت شیمیایی اورانیوم ضعیف شده در هم بایی با یکدیگر «کوکتلی» را به وجود می آورد که به شکل مابعدی خطرات آن را افزایش می دهد. سپس باید از عامل آب و هوایی خشک لیبی یاد کنیم که به عنوان عامل مساعددر پراکندن ذرات اورنیوم عمل کرده و موجب می گردد که طی سال ها مردم این ذرات میکرون پایه را تنفس کنند. سازوکار عمل اصلی در کوتاه مدت و در دراز مدت به تعلیق درآمدن غبار و نتایج بلیعدین آن از طریق دم و بازدم است.
نتیجه : خطر اورانیوم ضعیف شده برای مردم لیبی به دلیل کاربرد آن در جنگ 2011 با رویکردی باز و با تکیه به بررسی هایی که اخیرا در این زمینه صورت پذیرفته، مورد بررسی قرار گرفته است. خطر پرتوهای آلفا در شش ها هنوز در رایطه با محیط شهری مورد بررسی قرار نگرفته اند. با این وجود ارزیابی اندازه ها و خظر حاصل از دو نوع تاماهاک (3 کیلو گرم و 400 کیلوگرم اورانیوم) می تواند ما را به نتایجی چند هدایت کند.
در بهترین حالت (به فرض
این که 1000 تاماهاک با 3 کیلوگرم اورانیوم – یادآوری می کنم که در روز اوّل جنگ
112 شلیک از این نوع موشک را اعلام کردند) از دیدگاه آماری تعداد افرادی که دچار
تومور می شوند بسیار اندک است. مسئلۀ آمار، امّا به هیچ عنوان موجب قضاوت دربارۀ
این نوع سلاح ها که قابل پذیرش است یا نه نخواهد بود، و یا تأیید کم ضرر بودن آن نیز نمی باشد. در بدترین حالت ( یعنی بر اساس
1000 تاماهاک با 400 کیلوگرم اورانیوم) تعداد افرادی که به تومور مبتلا خواهند شد
چندین هزار نفر خواهد بود. (...) Notes
[1] Professeur en « Installations nucléaires » au Polytechnique de Turin, titulaire des cours de « Sécurité et Analyses des risques » et de « Protection contre les Radiations ».
[3] Zajic V.S., 1999. Review of radioactivity, military use and health effects of DU: http://members.tripod.com/vzajic; Liolos Th. E.(1999) , Assessing the risk from the Depleted Uranium Weapons used in Operation Allied Forces, Science and Global Security, Volume 8:2, pp.162 (1999); Bukowski, G., Lopez, D.A. and McGehee, F.M., (1993) "Uranium Battlefields Home and Abroad: Depleted Uranium Use by the U.S. Department of Defense" March 1993, pp.166, published by Citizen Alert and Rural Alliance for Military Accountability.
[4] Satu Hassi, Ministre de l’Environnement Finlandais, a envoyé une lettre à ses collègues de l’Ue, en communiquant que la plus grande partie des 1.500 missiles tirés sur la Serbie, Kosovo compris, contenaient environ 3kgs chacun de DU. Le ministre, entre autres choses dans cette lettre, lance un appel à la Commission européenne et à ses collègues ministres de l’environnement pour prendre des initiatives ebn faveur du bannissement de l’UA.
[5] Sources diverses sur la présence et la quantité de DU dans les missiles Cruise Tomahawk :
http://www.eoslifework.co.uk/pdfs/DU2102A3b.pdf
http://www.nadir.org/nadir/initiativ/mrta/ipan22.htm
http://web.peacelink.it/tematiche/disarmo/u238/documenti/uranio_impoverito.html
http://www.bandepleteduranium.org/en/a/60.html
http://www.mail-archive.com/news@antic.org/msg01570.html
http://vzajic.tripod.com/3rdchapter.html
http://www.envirosagainstwar.org/know/read.php?itemid=1712
http://cseserv.engr.scu.edu/StudentWebPages/IPesic/ResearchPaper.htm
Zajic, Vladimir S. “Review of Radioactivity, Military Use, and Health Effects of Depleted Uranium” [1 August, 1999]. 2/27/2002. http://vzajic.tripod.com
[6] While the US Navy claims that they have replaced the MK149-2 Phalanx round with a DU penetrator by the MK149-4 Phalanx round with a tungsten penetrator (with the DU round remaining in the inventory), new types of DU ammunition are being developed for other weapons systems, such as the M919 rounds for Bradley fighting vehicles. Depleted uranium is also placed into the tips of the Tomahawk land-attack cruise missiles (TLAM) during test flights to provide weight and stability. The TLAM missile has a range of 680 nautical miles (1,260 km) and is able to carry a conventional warhead of 1000 lb. (454 kg). Older warheads were steel encased. In order to increase the missile range to 1,000 nautical miles (1,850 km), the latest Tomahawk cruise missiles carry a lighter 700 lb. (318 kg) warhead WDU-36 developed in 1993, which is encased in titanium with a depleted uranium tip.
[7] M.Zucchetti, 'Measurements of Radioactive Contamination in Kosovo Battlefields due to the use of Depleted Uranium Weapons By Nato Forces'', Proc. 20th Conf. of the Nuclear Societies in Israel, Dead Sea (Israel), dec. 1999, p.282.
M.Cristaldi, A.Di Fazio, C.Pona, A.Tarozzi, M.Zucchetti “Uranio impoverito (DU). Il suo uso nei Balcani, le sue conseguenze sul territorio e la popolazione”, Giano, n.36 (sett-dic. 2000), pp. 11-31.
M.Zucchetti, ‘Caratterizzazione dell’Uranio impoverito e pericolosità per inalazione’, Giano, n.36 (sett-dic. 2000), pp. 33-44.
M.Cristaldi P.Angeloni, F.Degrassi, F.Iannuzzelli, A.Martocchia, L.Nencini, C.Pona, S.Salerno, M.Zucchetti. Conseguenze ambientali ed effetti patogeni dell'uso di Uranio Impoverito nei dispositivi bellici. Tribuna Biologica e Medica, 9 (1-2), Gennaio-Giugno 2001: 29-41.
M. Zucchetti, “Military Use of Depleted Uranium: a Model for Assessment of Atmospheric Pollution and Health Effects in the Balkans”, 11th International Symposium on "Environmental Pollution And Its Impact On Life In The Mediterranean Region", MESAEP, Lymassol, Cyprus, October 2001, p.25.
M. Zucchetti “Some Facts On Depleted Uranium (DU), Its Use In The Balkans And Its Effects On The Health Of Soldiers And Civilian Population”, Proc. Int. Conf. NURT2001, L'Avana (Cuba), oct. 2001, p.31.
M. Zucchetti, M. Azzati "Environmental Pollution and Population Health Effects in the Quirra Area, Sardinia Island (Italy)", 12th International Symposium on Environmental Pollution and its Impact on Life in the Mediterranean Region, Antalya (Turkey), October 2003, p. 190, ISBN 975-288-621-3.
M.Zucchetti, R. Chiarelli ‘Environmental Diffusion of DU. Application of Models and Codes for Assessment of Atmospheric Pollution and Health Effects’, Convegno ‘Uranio Impoverito. Stato delle Conoscenze e Prospettive di Ricerca’, Istituto Superiore di Sanità (Roma) Ottobre 2004.
R. Chiarelli, M.Zucchetti, ‘Effetti sanitari dell’uranio impoverito in Iraq’, Convegno ‘La Prevenzione Primaria dei Tumori di Origine Professionale ed Ambientale’, Genova, Novembre 2004. Poster reperibile al sito: http://registri.istge.it/italiano/eventi/poster%20n°25.htm
R. Chiarelli, M.Zucchetti, ‘Applicazione di modelli e codici di dose alla popolazione alla dispersione ambientale di Uranio impoverito’, Convegno ‘La Prevenzione Primaria dei Tumori di Origine Professionale ed Ambientale’, Genova, Novembre 2004. Poster reperibile al sito: http://registri.istge.it/italiano/eventi/poster%20n°26.htm
M. Zucchetti, "Environmental Pollution and Population Health Effects in the Quirra Area, Sardinia Island (Italy) and the Depleted Uranium Case", J. Env. Prot. And Ecology 1, 7 (2006) 82-92.
M. Zucchetti, “Scenari di esposizione futura In Iraq: convivere con l’uranio impoverito” in: M.Zucchetti (a cura di) “Il male invisibile sempre più visibile”, Odradek, Roma, giugno 2005, pp. 81-98.
M. Zucchetti, “Uranio impoverito. Con elementi di radioprotezione ed utilizzo delle radiazioni ionizzanti”, CLUT, Torino, febbraio 2006. ISBN 88-7992-225-4.
M.Zucchetti “Depleted Uranium”, European Parliament, GiethoornTen Brink bv, Meppel (Holland), 2009. ISBN 978-90-9024147-0
[8] http://web.peacelink.it/tematiche/disarmo/u238/documenti/uranio_impoverito.html
[9] Cristaldi M. et al., Conseguenze ambientali ed effetti patogeni dell'uso di Uranio Impoverito nei dispositivi bellici. Tribuna Biologica e Medica, 9 (1-2), Gennaio-Giugno 2001: 29-41.
[10] Il s’agit d’un code élaboré dans un laboratoire étasunien, reconnu et utilisé au niveau international. Voir : B.A.Napier et al. (1990), GENII - The Hanford Environmental Radiation Dosimetry Software System, PNL-6584, Pacific Northwest Laboratories (USA). Il ne peut être utilisé dans ce cas que pour une estimation des doses d’inhalation, étant donnée la particularité du scénario examiné.
[11] IRCP, 1995. ICRP, 1995. Age-dependent Doses to Members of the Public from Intake of Radionuclides: Part 3 - Ingestion Dose Coefficients. Publication 69 Annals of the ICRP. 25 (no 1).
[12] M. Zucchetti, M.Zucchetti, ‘Caratterizzazione dell’Uranio impoverito e pericolosità per inalazione’, Giano, n.36 (sett-dic. 2000), pp. 33-44; R.Chiarelli, M.Zucchetti, ‘Applicazione di modelli e codici di dose alla popolazione alla dispersione ambientale di Uranio impoverito’, Convegno ‘La Prevenzione Primaria dei Tumori di Origine Professionale ed Ambientale’, Genova, Nov.2004. http://registri.istge.it/italiano/eventi/poster%20n°26.htm
[14] ME Kilpatrick, « No depleted uranium in cruise missiles or Apache helicopter munitions – comment on an article by Durante and Publiese,” Health Physics, June 2002; 82(6): 905; Chief of the Radiation Protection Division, Air Force Medical Operations Agency, e-mail message, Subject: "Cruise Missiles," May 6, 1999; Head of Radiological Controls and Health Branch, Chief of Navy Operations, e-mail message, Subject: "NO DU in Navy Cruise Missiles," August 4, 1999.
Massimo Zucchetti, professeur à l’Ecole Polytechnique de Turin (Italie)
|
|
+ نوشته شده در
Sun 3 Apr 2011ساعت توسط حمید محوی |
|
|
بخش 4 بیماری های ناشناخته و جنگ رادیو لوژیک (پرتو شناختی) دکتر آسیف دوراکوویچ رقابت در عرصۀ تسلیحات اتمی ترجمه از فرانسه به فارسی توسط حمید محوی نخستین آزمایش اتمی با کد «ترینیتی» (7) به تاریخ 16 ژوئیه 1945 در آلاموگوردو در اطراف لوس آلاموس در نیو مکزیک (ایالات متحدۀ آمریکا) انجام شد. در یک میلیونیوم ثانیه، حرارت اولین بمب اتمی به چندین میلیون درجۀ سانتی گراد رسید، این بمب بیش از 400 ایزوتوپ رادیو آکتیو و انرژی بستگی(8) آزاد کرد که فشار آن معادل چندین هزار تن بر سانتی متر مربع بود. در ظرف کمتر از یک ثانیه، درجۀ حرارت هستۀ بمب به یازده برابر بیشتر از سطح خورشید رسید و ارتفاع قارچ آتشین به چند صد متر رسید، زیرا هستۀ بمب در تماس و مخلوط شدن با اتم اکسیژن و ازوت، هستۀ درونی منفجر شده را به حالت اشتعال در می آورد. ظرف یک ثانیه، غبار ناشی از انفجار به شکل قارچ اتمی به ارتفاع 3000 متر اوج گرفت. از فاصلۀ صد و پنجاه مایلی مسافرین «یونیون پاسیفیک ریل وی» تودۀ قارچ آتشین را می توانستند ببینند. شاهدین تعابیر گوناگونی از این پدیده عرضه کرده اند، برخی آن را شبیه سقوط یک هواپیمای بمب افکن و برخی دیگر آن را به سقوط شهاب آسمانی تشبیه کرده اند. اهالی شهر گالوپ که در 235 مایلی محل انفجار بودند، تصور می کردند که احتمالا یکی از انبارهای مهمات ارتش بوده که دچارسانحه شده است (9). بیست روز پس از آزمایش «ترینیتی»، در روز 6 اوت ژوئیه 1945 در ساعت هشت و پانزده دقیقه یک بمب اتمی روی هیروشیما رها شد، و در فاصلۀ 633 متری بر فراز شهر منفجر شد، 130000 نفر کشته و 80000 نفر معلول و 90000 نفر به دلیل ریزش بعدی رایو آکتیو بیمار شدند. در ظرف چند ساعت ریزش باران سیاه و خاکستر سفید مرکز انفجار را پوشاندند و موجب سوختگی پوستی شدند. نخستین قربانیان غالبا دراثر حرارت، فشار و بیماری های حاد ناشی از پرتو افکنی ها کشته شدند. خود شهر هیروشیما نیز دیگر عملا وجود خارجی نداشت و کاملا از نقشۀ جفرافیایی حذف شده بود(10). دو روز بعد، 8 اوت 1945 در ساعت 11 و یک دقیقه، یک بمب اتمی از نوع پلوتونیون که «فات من»(11) نامگذاری شده بود، روس شهر ناگازاکی پرتاب شد. به همان شکلی در اثر اوج قارچ اتمی خورشید در آسمان هیروشیما ناپدید شده بود، ناگازاکی نیز در تاریکی فرو رفت، و اهالی شهر به همان شکلی که در هیروشیما روی داده بود در اثر جراحات مختلف کشته شدند و شهر کاملا ویران شد. در نتیجه با پایان گرفتن جنگ دوم جهانی و گسترش مرزهای اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی، به سر پرستی خروشچف گروهی از پژو هشگران علمی در عرصۀ نظامی در بهار 1948 برای ساختن بمب روسی دست به کار شدند، و به این ترتیب دوران رقابت تسلیحاتی آغاز شد. آزمایشات اتمی در ایالات متحدۀ آمریکا و شوروی به موازات یک دیگر انجام می شد. پس از مرگ استالین در سال 1953، شوروی نخستین بمب اتمی خود را که از نوع هیروژنی بود منفجر کرد، و این دومین بمب هسته ای آنها بود. با توجه به پیشی گرفتن شوروی ها، ایالات متحدۀ آمریکا با سرعت بیشتری به آزمایشات اتمی خود پرداخت. در سال 1955 کاملا آشکار شد که آزمایشات اتمی خسارات ترمیم ناپذیری به محیط زیست کره ای وارد می سازد(12). در هر آزمایشی بیش از 400 ایزوتوپ رادیوآکتیو آزاده شده است که موجب آلودگی محیط زیست بوده است. 40 نوع از این ایزوتوپها برای سلامتی انسان مضر تشخیص داده شده است. هر کیلوتن (معادل هزار تن) معادل چند گرم رادیوایزوتوپ آزاد می کند که برای سازواره های انسان مسموم کننده است. علاوه بر این آزمایشان سلاح های اتمی سوانحی را نیز به خود دیده است. در سال 1958 یک فروند هواپیمای ب-57 متعلق به نیروی هوایی ایالات متحدۀ آمریکا یک بمب اتمی را در حواشی فلورانس در کالیفرنیای جنوبی پرتاب کرد، این بمب عمل نمی کند ولی مواد رادیو آکتیو آن در منطقه پخش می شود. در همان سال یک فروند هواپیمای ب-52 یک بمب اتمی به قدرت دو مگاتن در حواشی گولدسبورو در کالیفرنیای شمالی پرتاب می کند. نیروی هوایی ایالات متحدۀ آمریکا حوادث دیگری را نیز به ثبت رسانده است، از جمله در تولا در گروئنلاند، و در پالمارس در اسپانیا. در پالمارس، دو بمب پلوتونیوم بخش وسیعی از سواحل آتلانتیک را آلوده کردند. در سال 1958، پس از سانحۀ چلیابینسک-40 (13)، اتحاد جماهیر شوروی آزمایشات اتمی خود را متوقف کرد، ولی فورا آزمایشات اتمی چند مگاتنی را در منطقۀ قطب شمال در نوایا زملیا از سر گرفت، و در تاریخ 9 سپتامبر 1961 بمبی به قدرت انفجاری 50 مگاتن را آزمایش کرد. در همین دوران، در ایالات متحدۀ آمریکا، شواهد آلودگی محیط زیست ، نشانه های سرطان، لوسمی و اختلالات دیگر بین افرادی که در بخش هسته ای کار می کردند افزایش شگرفی پیدا کرد. در پیوند با مسائلی که در رابطه با امنیت پرتو افکنی پیش آمده بود، موجب شد که دستگاه عظیم اداری و غیر متخصص که کمیسیون انرژی هسته ای نام داشت منحل (14) و در سال 1974 ادارۀ انرژی و پژوهش و آژانس تنظیم اتمی جایگزین شد(15). در سال 1955 برتراند راسل، البرت آنشتاین و نه نفر دیگر از دانشمندان برجسته سازمانی را برای بررسی و جلوگیری از خطر سلاح های اتمی بنیانگذاری کردند(16). با تشکیل این سازمان در سال 1957 گردهم آیی های سالیانه آغاز شد و قانون منع آزمایشان اتمی و تولید ذخایر جدید و ابزار انتقال آن به امضاء رسید(17). در سال 1969 سازمان بین المللی برای منع آزمایش و تولید سلاح هسته ای در مذاکرات مربوط به محدود کردن سلاح های استراتژیک (سالت) شرکت کردند. چنین ابتکار عملی موجب شد که جنبش لینوس پولینگ (18) علیه سلاح اتمی و آلودگی محیط زیست از آن پشتیبانی کند. پس از بحران کوبا، تهدید جنگ اتمی کندی و خروشچف را واداشت تا در سال 1963 قرارداد منع آزمایشات هسته ای را امضاء کنند. با این وجود آزمایشات هسته ای زیر زمینی ادامه پیدا کرد و به این ترتیب قرارداد منع کامل آزمایشات با شکست مواجه شد. سرانجام با قتل کندی، سقوط خروشچف و جنگ ویتنام توافقات هسته ای پایان گرفت. امکان پیشی گرفتن اتحاد جماهیر شوروی نسبت به ایالات متحدۀ آمریکا در آزمایشات و گسترش سلاح های اتمی، در سال 1972 به قرارداد سالت یک منتهی شد که بر اساس آن برای گسترش سامانه های دفاع ضد موشکی محدودیت هایی تعیین شد. پیش از این اتحاد جماهیر شوروی در اطراف مسکو از این نوع سامانه ها در اختیار داشت و آمریکا نیز سامانه های مشابهی را در داکوتای شمالی مستقر کرده بود. هشت سال بعد، دولت ریگان دور مذاکرات تازه ای را آغاز کرد، محتوای قرارداد سالت 2 محدود ساختن سکوهای پرتاب موشک و بمب افکن های استراتژیک بود. دبیر اوّل کمیتۀ سازمان منع آزمایشات و سلاح های اتمی، برنارد فیلد(19) چنین وضعیتی را تکرار احمقانه تلقی کرد(20)، پل وارنک، مذاکره کنندۀ اصلی قرارداد سالت 2 اعلام کرد که : «تاریخ نظارت بر ذخایر اسلحه می تواند به آخرین فصل تاریخ بشریت منتهی شود.»(21) پس از قرار داد منع آزمایشات اتمی در سال 1963، سالیانه 50 آزمایش به ثبت رسید، با حساب 55 در صد برای ایالات متحدۀ آمریکا، 30 در صد برای روسیه و 15 در صد برای فرانسه، انگلستان، چین، هند و پاکستان. با گسترش تجهیزات هوا فضا در تکنولوژی ارتباطات، سلاح های هسته ای نیز گسترش یافت و بیش از 90 درصد سطح کرۀ زمین به اهداف احتمالی آن تبدیل شد، و از این پس با حساب تعداد سلاح های اتمی موجود هیچ تضمینی برای امنیت ملت ها باقی نماند و حتی پس از فروپاشی اتحاد جماهیر سوسیالیستی شوروی و علی رغم همکاری های واشینگتن و مسکو، مشکل سلاح های اتمی هنوز به عنوان یکی از مسائل مهم امنیتی بر جای مانده است. و ما امروز در صحنۀ سیاست های بین المللی یک بار دیگر شاهد خطر جنگ اتمی هستیم. ایالات متحدۀ آمریکا با عقب نشینی از قراردادی که به محدود ساختن استقرار موشک های ضد موشک مرتبط می شد و در نتیجه طرح دکترین نوین «ضربۀ اوّل» و ظهور کشورهایی که اخیرا به سلاح اتمی مسلح شده اند، از جمله عناصری هستند که خطر جنگ اتمی را تشدید کرده اند(22). علاوه بر گسترش سلاح های اتمی و طولانی شدن لیست کشورهای دارنده، سناریوهای احتمالی دیگری را نیز باید اضافه کنیم، به عنوان مثال ارتکاب به استفاده از بمب اتمی توسط تروریست ها، مصیبت طبیعی و تحقق یافتن دکترین «تضمین تخریب دو جانبه» (23) که جملگی سایۀ مرگ بار جنگ اتمی را پر رنگ تر می سازند.
|
|
+ نوشته شده در
Tue 19 Oct 2010ساعت توسط حمید محوی |
|
|
بخش 3 بیماری های ناشناخته و جنگ رادیو لوژیک (پرتو شناختی) دکتر دوراکوویچ
کودکان هیولایی نتیجۀ استفاده از اورانیوم ضعیف شده
توسط نیروهای پیمان آتلانتیک ناتو
مترجم : حمید محوی نمونه برداری نزد گروهی از ساکنینی انجام گرفته بود که به دور از مناطق بمباران شده بودند و عارضه ای را نشان نمی دادند. نمونه برداری و آزمایشات انجام گرفته به هدف تشخیص ایزوتوپهای اورانیوم 234 و اورانیوم 235 و اورانیوم 236 و اورانیوم 238 ، در نخستین نتایج آزمایش ادرار در ولایت جلال آباد مشاهده کردیم که اورانیوم دفع شده بین افرادی که در منطقۀ بمباران شده حضور داشتند و آنهایی که به دور از منطقی بمباران شده بودند به طور کلی حجم قابل توجهی را نشان می دهد. آزمون ایزوتوپهای اورانیوم در نمونه برداری ها اورانیوم غیر ضعیف را نیز نشان می دهد. بررسی هایی که در سال 2002 در مناطق ترابورا، یاکاتوت، لال مال، ماکام خان فارم، بی بی مهر، پلی شرکی و در فرودگاه کابل انجام گرفته حاکی از تمرکز اورانیوم بوده و 200 برابر بیش از اندازه ای است که نزد اهالی جنگ زده مشاهده کردیم. میزان اورانیوم در نمونه برداری از خاک مناطق بمباران شده دو تا سه برابر بیشتر از استاندار جهانی است که معادل 2 تا 3 میلی گرم در یک کیلوگرم است و آلودگی آب نیز خیلی فراتر از میزانی می باشد که سازمان بهداشت جهانی تعیین کرده است. چنین نمودارهایی پیوسته موضوع پیشگیری و آلودگی به اورانیوم ضعیف شده را مطرح می سازد. «هیچ چیز نمی تواند جلودار این نیروی بنیادی جهان باشد.» آلبرت آنشتاین
واقعیت جنگ هسته ای بهتر از همه گویای نظریۀ آلبرت آنشتاین است که این انرژی را برای از بین بردن کرۀ زمین کافی می داند (5). صحنۀ جنگ اتمی تنها به یک کشور یا یک قاره محدود نمی شود بلکه از مرزهای سیاسی و جغرافیایی فراتر رفته و منطقۀ جنگی به مناطق بسیار وسیعتری گسترش می یابد. اگر جنگ هسته ای استراتژیک به حجم ده هزار مگاتن به وقوع بپیوندد، یک میلیارد نفر به دلیل جراحات مستقیم ناشی از انفجار، حرارت و انرژی تابشی فورا می میرند، و یک میلیارد نفر دیگر در اثر پرتو افکنی ها (6) به بیماری های مختلف مبتلا خواهند شد، و علاوه بر این بازماندگان باید در محیطی آلوده به رادیو آکتیو زندگی کنند و دچار عوارض گوناکون جسمی و ژنتیکی خواهند شد. و باید دانست که تأثیرات مخرب چنین جنگی برای مجموعه محیط زیست کره ای غیر قابل بازگشت خواهد بود. |
|
+ نوشته شده در
Tue 19 Oct 2010ساعت توسط حمید محوی |
|
|
بخش 2 بیماری های ناشناخته و جنگ رادیو لوژیک (پرتو شناختی) کودکان هیولایی نتیجۀ استفاده از اورانیوم ضعیف شده
توسط نیروهای پیمان آتلانتیک ناتو مترجم : حمید محوی ![]()
در
رابطه با سربازان قدیمی بریتانیایی، کانادایی و آمریکایی که در نخستین جنگ که به
جنگ خلیج شهرت دارد شرکت داشته اند،
معاینات پزشکی نشان داده است که به دلیل مجاورت با غبارهای رادیو آکتیو، نه سال پس
از پایان جنگ هنوز به ایزوتوپ های
اورانیوم ضعیف شده آلوده هستند. طی نمونه برداری از جگر، کلیه و استخوان در
کالبد شکافی سربازان قدیمی کانادایی نیز ایزوتوپهای اورانیوم ضعیف شده مشاهده شده
است. نمونه برداری از خاک کوزووو عناصری به وزن میلیگرمی پیدا شده است. در نخستین
جنگ خلیج 350 تن اورانیوم ضعیف شده در منطقه و 3 تا 6 میلیون گرم غبار اورانیوم
ضعیف شده در آتمسفر پراکنده شد. نتایج و مجموعه عوارض جنگ خلیج عبارت است از اختلالات
متعدد اندامی که به تدریج موجب معلولیت فرد می شود : خستگی مفرط، درد ماهیچه های
اسکلتی و مفصلی، سر درد، اختلالات عصبی، تغییرات روحی، اختلال فکری، فراموشی، مشکلات
بصری، لمفادنوپاتی (2)، اختلال در دستگاه تنفسی، ضعف و اختلال ریخت
شناختی و عملکرد ادراری. آن چه امروز در مورد دلیل بروز چنین عوارضی کی دانیم
بسیار محدود است. پس از عملیات «آناکوندا»(3) در افغانستان (2002)،نتایج آزمون
پزشکی که توسط گروه ما روی اهالی ولایات جلال آباد، سپین گر، ترابورا و کابل انجام
شده بود مشاهده کردیم که شهروندان غیر نظامی و نظامی عوارض مشابهی رانشان می دهند.
نمونه برداری ادرار 24 ساعته از 8 نفر بر اساس شاخص های زیر انجام گرفته بود :
1. عوارض فورا پس از بمباران نزد این افراد مشاهده شده بودند
2. این افراد در مناطق بمباران شده حضور داشتند
3. مشاهدات بالینی
پانوشت
آناکوندا نام عملیات نظامی به
فرماندهی ارتش ایالات متحدۀ آمریکا برای نابودن کردن نیروهای طالبان است که در
افغانستان در درۀ شاهی کوه در ولایت پاکتیا منجر به فروپاشی نیروهای طالبانی شد.
آناکوندیا یکی از نبردهای گسترده از سال 2001 علیه نیروهای طالبان می باشد که به
سقوط آنها انجامید.عملیات از 1 تا 18 مارس 2002 به طول انجامید. |
|
+ نوشته شده در
Tue 19 Oct 2010ساعت توسط حمید محوی |
|
|
بخش 1 بیماری های ناشناخته و جنگ رادیو لوژیک (پرتو شناختی) دکتر آسیف دوراکوویچ(1) مترجم: حمید محوی آزمایشات و استفاده از بمب اتمی و سپس مهمات جنگی و پوشش های زرهی که در ساخت آنها از اورانیوم ضعیف شده استفاده کردند تمام مناطق آزمایشی و جنگ زده که در معرض تابش هسته ای خود قرار داده اند. سربازان اتحادیۀ آتلانتیک که با چنین سلاح هایی سروکار داشتند به همان اندازه دچار بیمارهای ناشناخته و نوینی شده اند که دشمنانشان و به همین ترتیب اهالی غیر نظامی. سالها پس از پایان دوران جنگ و بازگشت صلح، بازماندگان هم چنان در معرض پرتو افکنی های هسته ای قرار دارند. با وجود این که دولت های «غربی» عمدا تا جایی که در توانشان بود جلوی پژوهش های پزشکی در این زمینه را گرفتند، طی سال ها مدارک بسیاری روی هم انباشت شده اند. در این جا ما نتایج بررسی های آسیف دوراکوویچ را که شامل جمع بندی کلی و گسترده در عرصۀ شناخت کنونی از این مصیبت بهداشتی است منتشر می کنیم. از این پس، شیوه ای که کشورهای عضو پیمان ناتو در جنگ به کار می برند، حتی در زمان صلح نیز می تواند به مرگ تابعین کشورهای خودشان بیانجامد. پانوشت مترجم Dr.Asaf Durakovi-1دکتر آسف دوراکوویچ به
تاریخ 16 می 1940 در استولاک در بوسنی هرزگوین به دنیا آمد، او فیزیک دان و پزشگ
متخصص هسته ای است. او در دانشگاه زگرب در زگرب، کروآسی اخذ درجۀ دکترا نائل
آمده و سپس با دانشگاه های متعددی همکاری
داشته است از جمله آکسفورد. درسال 1968 به کانادا مهاجرت می کند و در دانشگاه «مک
مستر» در هامیلتون تدریس می کند، او با دانشگاه تورنتو و واشینگن نیز همکاری داشته
است. در سال 1990 دکتر دوراکوویچ حزب مسلمانان دموکرات کروآسی را در زگرب
بنیانگذاری می کند. دکتر دوراکوویچ رئیس انجمن پژوهشی در عرصۀ پزشکی اورانیوم در
تورنتو می باشد.
|
|
+ نوشته شده در
Tue 19 Oct 2010ساعت توسط حمید محوی |
|
|
گاهنامۀ هنر و مبارزه دربارۀ اورانیوم رقیق شده و هشدار به ارتش ایران پیش به سوی منع سلاح های اتمی در جهان
پیش از این مطالب متعددی دربارۀ استفاده از اورانیوم رقیق شده در جنگ های معاصر توسط آمریکا و برخی دیگر از کشورهای اروپا جمع آوری کرده و در اختیار همگان قرار دادم. و به همین ترتیب از طرفداران ایرانی حقوق بشر و تارک نشینان آن از طریق سایت های رسمی شان پرسش هایی در رابطه با این موضوع مطرح کردم که تا امروز بی جواب باقی مانده است. اخیرا به دلیل هیجاناتی که رسانه های جهانی در حملۀ احتمالی به ایران ایجاد کرده بودند بر آن شدم تا برای هزار و چهاردهمین بار سایت های نظامی ایران را خصوصا هر آن چه که به پدافند هوایی مربوط می شد زیر رو کنم و به این ترتیب بود که کشف کردم که حداقل یکی از سلاح های ارتش ایران نیز از اورانیوم رقیق شده استفاده می کند.
سلاح مورد نظر نوعی موشک هوا به هوا به نام آر.60 آفید است که سرجنگی آن شش کیلو گرم و 1،6 کیلوگرم آن اورانیوم رقیق شده است. من بیش از این نمی گویم ولی برای اطلاعات بیشتر می توانید به سایت زیر مراجعه کنید http://www.cloob.com/club/post/show/clubname/emaaad/topicid/77625/wrapper/true
پرسش این است که ارتش ایران تا چه اندازه مجهز به سلاح هایی است که از اورانیوم رقیق شده استفاده می کند؟
بیانیۀ هشدار به ارتش ایران به اورانیوم رقیق شده بگویید نه!
تا روزی که بشریت هنوز در ماقبل تاریخ به سر می برد، متأسفانه تمام ملت های جهان نیازمند ارتش و نیروهای امنیتی هستند. در عین حال دفاع و ایجاد ارتش باز دارنده که شرط مقدم هر گونه پیشرفت و سازندگی و دموکراسی و آزادی می باشد جزء لاینفک فرهنگ هر ملتی نیز به نظر می رسد. در نتیجه، ما با استفاده از سلاح های نسل برانداز همانند موشک های آر 60 آفید قویا مخالف هستیم و از ارتش ایران می خواهیم که یک بار دیگر سلاح های خود را به آزمون فرهنگی و بشر دوستانه قرار دهد. احتمالا این موشک های هوا به هوا ساخت خود آمریکا می باشد و خود فروشندگان نیز می دانند که چه مادۀ مسمومی را به ایران فروخته اند. ما برای پیروزی علیه دشمنان نوع بشر یعنی در جنگ علیه تهاجمات امپریالیسم غرب، استفاده از هر سلاحی را جایز نمی دانیم و از دیدگاه استراتژیک بر این باور هستیم که استفاده از سلاح های اورانیوم رقیق شده و نسل برانداز را باید منع کنیم. علم استراتژی اگر علم حفاظت و امنیت و تداوم بقاء جامعه است، در این صورت استفاده از اورانیوم رقیق شده اگر چه ابزار رزمی دشمن را نابود می کند ولی تأثیراتش بر محیط اطراف تقریبا ابدی خواهد بود. تمهیدات دفاعی مردم ایران و خلق های محروم در اقسا نقاط جهان در رویایی با تهاجمات مردم خاصی نیست، بلکه در رویایی با نظام سرمایه داری بوده و چنین جنگی تنها به رویارویی سخت افزاری محدود نمی شود بلکه فرهنگی و اخلاقی نیز هست. دستان ارتش ایران نباید به سلاح های پلید و ضد بشری آلوده شود و باید دانست که استفاده از اورانیوم رقیق شده جنایت علیه بشریت است. البته تا امروز امپریالیسم جهانی هنوز سلاح های اورانیوم رقیق شده را به مثابه سلاح های متعارف تعبیر می کند و به شکل گسترده از آن در جنگ علیه یوگوسلاوی، عراق و افغانستان استفاده کرده است. ولی امپریالیسم آمریکا و یارانش از دیدگاه تاریخ بشری محکوم هستند و به ماقبل تاریخ تعلق دارند، زیرا آنها مشخصا از چنین سلاح هایی در جنگ های معاصر استفاده کردند و به همین علت متهم به جنایت علیه بشریت هستند. و در این کار البته یکی از ضرب المثل های ما را نیز بی اعتبار ساختند که می گویند : «چاقو دسته اش را نمی برد»، زیرا پدران نخستین کودکان اورانیوم رقیق شده و هیولایی از بین سربازان آمریکایی بودند. آری نخستین قربانیان اورانیوم رقیق شده همانهایی بودند که این سلاح را به کار می بردند و احساس پیروزی می کردند. ما هنوز از تعداد دقیق قربانیان بی اطلاع هستیم.
در جنگ علیه دشمنان نوع بشر از سلاح های اورانیوم رقیق شده استفاده نکنید! زیرا سلاح اورانیوم رقیق شده همان دشمن نوع بشر است جنسش هم از نوع سرمایه داری و لیبرال است : مؤثر، مختصر، کم هزینه با بازدهی بالا
حمید محوی پاریس شنبه، 2010/09/04 |
|
+ نوشته شده در
Sat 4 Sep 2010ساعت توسط حمید محوی |
|
|
پارازیت یا اورانیوم رقیق شده متأسفانه اطلاعات علمی من اجازه نمی دهد که در این زمینه به طور قطع اظهار نظر کنم و
با اطمینان بگویم که چنین پدیده ای، یعنی به دنیا آمدن کودکان هیولایی،
حتما به دلیل ارسال پارازیت های ماهواره ای توسط جمهوری برای مقابله با انقلابات نرم و مخملین امپراتوری جهانی ایالات متحدۀ آمریکا بوده است. ولی لازم به یادآوری است که در این مورد خاص مثل تمام مسائل و موضوعات دیگر خصوصا اپوزیسیون های ایرانی مستقر در خارج بر حسب عادت تمام تمرکزشان روی جمهوری اسلامی و تمام تعابیرشان بر اساس طرح براندازی رژیم بوده و به دلیل وابستگی استراتژیکشان به کشورهایی نظیر آمریکا که به شکل بنیادی جنایتکار و نسل برانداز و تروریست هستند، از تحریف واقعیت بیمی به خود راه نمی دهند. وحتی از گمانه زنی در مورد احتمال تأثیرات اورانیوم رقیق شده در تولد کودکان هیولایی در منطقۀ خاور میانه، حتی در اشکال فرضی، امتناع می ورزند. ولی واقعیت اورانیوم رقیق شده فراتر از آن است که بتوان آن را مدت زیادی کتمان کرد.به همان شکلی که وابستگی اپوزیسیون های ایرانی و خاصه وابستگی طرفدارن رسمی حقوق بشر به جنایتکاران بین المللی فراتر از آن است که واجد اعتبار نزد مردم ایران و تمام مردمانی تحت ستم جهان باشند. |
|
+ نوشته شده در
Sat 5 Jun 2010ساعت توسط حمید محوی |
|
|
ميراث آمريكا براي افغانستان، آلودگي است نه آزادي گزارش كامل // ولترنت برگرفته از سایت خبرگزاری فارس جمعه 31 ارديبهشت 1389 / May 21 201 خبرگزاري فارس: يك پايگاه اينترنتي با اشاره به آلودگي شديد خاك و آب افغانستان بدست نظاميان آمريكائي تاكيد ميكند كه اين نيروها بی آن كه كمكي به مردم افغانستان كرده باشند تنها آلودگي را براي سالها در اين كشور بر جاي گذاشتند. ![]() به گزارش فارس،
نزديك به 200 هزار سرباز آمريكائي تحت دولت اوباما در افغانستان مستقر
هستند كه در نتيجه توليد انواع مختلفي از ضايعات و تهماندههاي نظامي توسط
آنها، يك آلودگي عظيم در افغانستان در حال شكلگيري است. همه اين مواد كه
برخي از آنها راديواكتيو هستند، بی هيچ گونه پوششي رها شده و تاثيرات
مخربي را بر محيط زيست گذاشته و خطرات دراز مدت و غيرقابل محاسبهاي را
براي مردم افغانستان به جاي ميگذارد.
پايگاه خبري- تحليلي "ولترنت " با انتشار مقالهاي از "متيو ناسوتي "، كاپيتان سابق نيروي هوايي آمريكا و فعال محيط زيست، مينويسد: حضور نظامي آمريكا در افغانستان شامل ناوگانهاي هوائي، بالگردها، خودروهاي زرهي، تسليحات، تجهيزات، نيروهاي نظامي و تاسيسات ميشود. سربازان آمريكائي از سال 2001 ميليونها كيلوگرم ضايعات پرخطر، سمي و راديواكتيو توليد كردهاند. در همين رابطه روزنامه "كابلپرس " سوال سادهاي را پرسيده است: " آمريكائيها با اين همه ضايعات چه كردهاند؟ " ناسوتي ميگويد: پاسخ بسيار نااميد كننده است زيرا همه اين ضايعات يا دفن شده، يا سوزانده شده و يا اينكه بطور مخفيانه در هوا، خاك، آبهاي زميني و سطحي افغانستان پخش شده است. اين گزارش ميافزايد: در حالي كه خروج نيروهاي آمريكائي از افغانستان احتمالا از سال آينده شروع ميشود، سموم شيميائي كه آنها به جاي خواهند گذاشت، براي قرنها اين كشور را آلوده نگه ميدارد. همچنين هرگونه زباله راديواكتيو رها شده نيز ميتواند مناطق غيرشهري افغانستان را براي هزاران سال آلوده نگه دارد. اين نويسنده با بيان اين مطلب كه افغانستان در گذشته به گورستان سربازان خارجي معروف بوده، مينويسد: اما امروز اين كشور عنوان متفاوتي دارد، " افغانستان مكاني براي دفع زبالههاي سمي نظاميان خارجي است. " در همين رابطه نشريه آمريكائي "ايرفورستايمز " اول ماه مارس سال جاري ميلادي مقالهاي در رابطه با ضايعات نيروهاي آمريكائي در افغانستان منتشر كرده و نوشته: تعداد زياد و رو به افزايشي از متخصصان پزشكي ارتش معتقدند كه سوزاندن زبالهها موجب ايجاد موجي از بيماريها در ميان سربازاني شده كه از عراق و افغانستان بازگشتهاند. در حقيقت در تمامي پايگاههاي نظامي آمريكا كه در مناطق جنگي مستقر هستند، سايتهاي باز دفع زباله بصورت 24 ساعته فعال بوده و همه انواع زباله از جمله بطريهاي پلاستيكي، رنگ، فراوردههاي نفتي، مواد منفجره عمل نكرده، مواد خطرناك و حتي اعضاي قطع شده بدن و ضايعات بهداشتي را ميسوزانند. در نتيجه دود ناشي از اين ضايعات كه حامل مونوكسيد كربن و ديگر مواد سمي است به آسمان رفته و توليد مه سمي ميكند. اين مه نيز بر فراز محل زندگي و كار مردم معلق خواهد بود. اين گزارش ميافزايد: در حالي كه مقاله ايرفورس به صراحت اعلام كرده كه سوزاندن زبالهها " ميتواند براي سلامت انسان و محيط زيست مضر باشد و ميبايست تنها تا وقتي استفاده شود كه امكانات مناسب دفع زباله به شيوههاي بهتر، ايجاد شوند. "، اما خط مشي پنتاگون اين است كه سوزاندن زبالهها "هيچ تاثير دراز مدت شناخته شدهاي بر سلامت انسانها ندارد. " گزارش ولترنت ميافزايد: 12 آوريل 2010، نشريه "ريچموند تايمز- ديسپچ " (Richmond Times-Dispatch)، مقالهاي را به قلم "ديويد زوچينو " منتشر كرد كه مسئله سوزاندن زبالهها توسط آمريكائيها در عراق را مورد تحقيق قرار داده بود. وي با "فرانسيس جاگر "، گروهبان يكم ارتش آمريكا مصاحبه كرد كه زبالههاي نظامي را به يكي از محلهاي سوزاندن زبالهها كه توسط يك پيمانكار غيرنظامي فعاليت ميكرد، انتقال ميداد. جاگر به زوچينو گفت: "به ما گفته شده كه همه چيز از مواد الكترونيكي، پانسمانهاي خوني، بستههاي مضر بيمارستاني، دستكشهاي جراحي و .. را بسوزانيم. " بر اساس اين گزارش، پنتاگون هماكنون اعتراف كرده كه 84 مركز "رسمي " فعال سوزاندن زباله در عراق و افغانستان در اختيار دارد. اين در حالي است كه تعداد مراكز غيررسمي سوزاندن زباله مشخص نيست. در همين حال، پنتاگون ادعا ميكند كه بطور مرحلهاي در حال جايگزيني مراكز باز سوزاندن زباله با كورههاي زبالهسوز است و در آينده نزديك نيز 82 كوره زبالهسوزي به 27 كورهاي كه هماكنون در عراق و افغانستان فعال هستند، اضافه خواهد شد. اين گزارش ميافزايد: صدها كهنهسرباز آمريكائي كه پيش از اين در تماس با دودهاي ناشي از سوزاندن زبالههاي نظامي بودهاند، هماكنون دچار سرطان، بيماريهاي عصبي، بيماريهاي قلبي – عروقي، مشكلات تنفسي و خواب و ناراحتيهاي مختلف پوستي شدهاند. بطوريكه در سال 2009، اين سربازان بيش از 30 مورد طرح دعوي را در دادگاههاي فدرال ايالات متحده صورت داده و از شركت "كلوگ براون اند روت " (KBR) و شركت مالك سابق آن يعني "هاليبرتون " نيز نام بردهاند. بر اساس اين گزارش، بدين سبب از شركتهاي مذكور نام برده شده كه آنها در قراردادهاي "برنامه لجستيك شهري " (LOGCAP) براي عراق و افغانستان مشاركت داشتهاند. بطوريكه تعداد زيادي از نهادهاي KBR مديريت زبالههاي ارتش آمريكا در عراق و افغانستان را به عهده داشته و يا اينكه در مديريت آنها همكاري كردهاند. و حتي گفته ميشود كه اين نهادها برخي يا تمامي مراكز سوزاندن زبالهها را نيز در اختيار داشتهاند. ناسوتي با بيان اين مطلب كه شكايتهاي جديدي در سال 2010 از جمله در دادگاه ناحيهاي فدرال نيوجرسي طرح شدهاند، ميافزايد: اين شكايت ها فاش ميكند كه پنتاگون قوانين آمريكايي و جهاني در رابطه با محيط زيست را ناديده گرفته و در نتيجه آن حجم وسيعي از آلودگيهاي خطرناك در هوا، خاك، آبهاي سطحي و زيرسطحي سراسر افغانستان پخش شده است. در حقيقت بر خلاف عربستان سعودي كه مصرانه از نيروهاي آمريكائي خواست تا آلودگيهاي ايجاد شده پس از حمله اين كشور در سال 1991 براي بيرون راندن عراق از كويت، را پاك كنند و يا دولت كانادا كه اصرار داشت تا پايگاههاي آمريكائي، خاكهاي حوزه خود را پاك كنند، دولت افغانستان قادر نيست تا آمريكائيها و متحدانشان را وادار به اصلاح آسيبهايشان به محيط زيست كند. اين گزارش با بيان اين مطلب كه افغانستان نميخواهد پاياني همچون ويتنام داشته باشد مينويسد: در حالي كه واحدهاي رزمي زميني آمريكا در سال 1972 از جنوب ويتنام خارج شدند، نه ويتنام و نه مردم آن از آسيبهاي محيط زيستي دراز مدت ايجاد شده توسط نظاميان آمريكائي نجات پيدا نكردند. گزارش ولترنت با اشاره به پاسخهاي متناقض پنتاگون به مسائل مطرح در رابطه با مسئله زبالهها مينويسد: پنتاگون هماكنون مشغول اجراي برنامههائي براي جايگزيني كورههاي زبالهسوزي با سايتهاي باز سوزاندن زباله است كه البته دولت افغانستان بايد با دقت اين مسئله را بررسي كند كه آيا اجازه تداوم استفاده از اين كورهها را بدهد يا خير؛ اين كاپيتان سابق نيروي هوايي آمريكا در ادامه مقاله خود مينويسد: برخي روشهائي كه طي آن ضايعات خطرناك نظامي آمريكا در هوا، خاك، آبهاي سطحي و زيرسطحي افغانستان پخش شدهاند، عبارتند از: سوزاندن زبالهها در گودال، كورههاي زبالهسوزي، دفن زبالهها و خاكسترهاي آن، پخش زباله، آبراهههاي ناشي از زبالهها، نشت ذخاير تانكرها، فاضلابها و آبگيرها و توالتها؛ اما اين گزارش در ادامه به 12 عامل اصلي آلودگيها ارتش آمريكا اشاره ميكند: 1- نشت و ريزش سوخت؛ اين عامل شامل آزاد شدن سوخت هواپيما، بنزين و سوختهاي ديزلي ميشود. نشت اين مواد در پايگاههاي هوايي آمريكا در حد صدها و يا حتي هزاران ليتر است. پسماندههاي شيميائي ميتوانند به سرعت به آبهاي زيرزميني نغوذ كرده و موجب آلوده شدن دائمي چشمههاي محلي ميشود. در حقيقت هيچ راه شناخته شدهاي براي پاك كردن يك منبع آب زيرزميني از آلودگيهاي ناشي از هيدروكربن وجود ندارد. 2- رنگ ها، مايعات حلال، گريس، مواد پاك كننده مثل "پركلواتيلن " و مواد ساختماني كه شامل فرمالدئيد، مس، آرسنيك و ماده شديدا سمي سيانيد هيدروژن؛ 3- مايعات روغني و هيدروليك، مايعات يخزداي هواپيما، روغنهاي سوخته و ضد يخ؛ اين در حالي است كه روغن سوخته سرطانزا بوده و ماده ضد يخ نيز بسيار سمي است. مايعات يخزدا نيز شامل مواد خطرناكي مثل اتيلن و پروپيلن گليكول و همچنين افزودنيهاي سمي مثل "بنزوتريازوك " هستند. مايعات روغني و هيدروليك نيز شامل ماده خطرناك "تريفنيل فسفات " هستند. 4- نشت و پخش سموم و آفتكشها: افغانستان ظاهرا ليستي از آفتكشها، قارچكشها و ديگر سمومي كه آمريكائيها به اين كشور آورده و با هدف كنترل مگسها، پشهها، مورچهها، ككها و موشها در حومههاي شهر پخش كردهاند، در اختيار ندارد. 5- سرب، نيكل، روي و ضايعات و اسيدهاي باتريهاي كادميومي كه سمي و خورنده و فاسد كنند هستند. 6- ضايعات الكترونيك؛ اين زبالههاي شامل رايانه، چاپگر، فكس، نمايشگر، تلويزيون،راديو، يخچال، ادوات ارتباطي و تجهيزات آزمايش ميشود. اين دسته از مواد شامل مواد شيميائي سرطانزائي مثل ماده ضد آتش PBDE، PCDD، باريم، مس، سرب، روي،اكسيدهاي كادميوم و سولفيدهاي كادميوم ميشوند. 7- لامپهاي حبابي، ممكن است اين مواد چندان مهم به نظر نرسند اما بسياري از لامپهاي حبابي ارتش آمريكا فلورسنت بوده و بنابراين شامل سطوح سمي از جيوه هستند. توجه كنيد كه در آمريكا دفع لامپهاي حبابي در زبالهدانيهاي معمولي ممنوع است. 8- پلاستيك، ارتش آمريكا از هزاران نوع مختلف پلاستيك استفاده ميكند. اگرچه بيشتر اين مواد مثل بطريهاي آب و لولههاي پيويسي در وضعيت اوليه خود بدون آسيب هستند، اما ارتش آمريكا با سوزاندن ضايعات پلاستيكي موجب ميشود تا تركيب مهلكي از شش ماده شيميائي شامل ديوكسين، فوران، بنزن، DEHP، اسيد هيدروكلريك و بنزوپيرن، به علاوه اسيدهاي مختلف و گاز كلورين كه سمي عصبگراست، آزاد شود. اين مواد به قدري سمي هستند كه تنها چند ثانيه تنفس چنين تركيبي ميتواند موجب مرگ شود. 9-ضايعات بهداشتي؛ ضايعات بيماريهاي عفوني، پوششها و ديگر مواد بيمارستاني از جمله سرنگهاي مصرف شده، بانداژهاي خوني، مواد مخدر داروئي، اعضاي قطع شده بدن و لاشه حيوانات، ضايعات بهداشتي هستند كه سلامت مردم را با خطر روبرو ميكنند. 10- ضايعات تسليحاتي؛ سرب، برنج و ديگر فلزاتي كه در مهمات نظامي به همراه ديگر مواد خطرناك مثل اسيد پيكريك، ديفنيلامين، نيتروگليسيرين، نيترات پتاسيوم، نيترات باريم، فسفر، كلرات پتاسيم، كلريد وينيل، فلوريد سديم و سولفات سديم به كار ميروند. 11- ضايعات راديواكتيو؛ وقتي كسي در مورد ضايعات راديواكتيو فكر ميكند، اغلب بمبهاي اتمي را تصور ميكند اما اين بايد توجه داشت كه ارتش آمريكا روزانه از تجهيزات و وسايل مختلفي استفاده ميكند كه حاوي عناصر راديواكتيو هستند. مواد اصلي راديواكتيو عبارتند از : اورانيوم، تريتيوم،راديوم 226، آمرسيوم 241،توريوم، سسيوم 137 و پلوتونيوم 239. در همين حال برخي از تجهيزاتي كه شامل عناصر راديواكتيو هستند، عبارتند از: دستگاههاي ديد در شب، مجموعههاي قرار گيرنده روي مگسك اسلحه "ام16 "، تسليحات سبك ضد تانك "ام72 "، اجزاي موتور هواپيماي "تي55 "، تجهيزات سبك نشانهروي "ام58 " و "ام 59 "، پرگارهاي راديوم، گيجها، موازيسازهاي "ام1 "، تراكمسنجهاي رطوبت خاك، ابزارهاي آزمايش، مهمات مجهز به اورانيوم ضعيف شده، لولههاي الكترون مربوط به تجهيزات ارتباطي و انواع مختلفي از دستگاههاي آزمايش و تحليل بيمارستاني و آزمايشگاهي. ناسوتي در ادامه توضيح ميدهد: توجه كنيد كه اگر چه ارتش آمريكا احتمالا اصرار ميكند كه به سختي دفع ضايعات راديواكتيو را كنترل مي كند اما چنين اظهاراتي چندان معتبر نيستند. زيرا اگرچه قواعد سختگيرانهاي وجود دارند اما زمان و هزينه مورد نياز براي انجام آنها در ميدان جنگ به حدي است كه اغلب فرماندهان نظامي حاضر در افغانستان از آن صرفنظر ميكنند و ضايعات را در سايتهاي باز، ميسوزانند. اين گزارش مي افزايد: اگر ارتش آمريكا بخواهد همچنان اصرار كند كه مواد راديواكتيو را در افغانستان پخش نكرده، پس بايد اسناد مرتبط با فعاليتهايش در اين كشور را منتشر كند. در واقع پنتاگون بايد بطور علني همه اطلاعات مربوط به تجهيزات راديواكتيوي كه به افغانستان برده را انتشار دهد. آنها بايد در "سيستم اطلاعات مواد خطرناك " ليست شده باشند و پنتاگون نيز بايد شرح دهد كه هر يك از مواد مذكور امروزه در كجا هستند. 12- آب سياه و خاكستري؛ ارتش آمريكا و پيمانكاران آن در افغانستان تاسيسات ضايعات انساني يعني آلودگي ناشي از توالت و حمام را كنترل ميكنند. اين تاسيسات ضايعاتي را ايجاد مي كنند كه به آب سياه و خاكستري معروف است. آب خاكستري كه از حمام و ظرفشوئيها توليد ميشود آلودگيهاي صابوني را موجب ميشود كه شامل فسفاتها و ديگر مواد شيميائي خطرناكي هستند كه ميتوانند تمام اكسيژن موجود در يك رودخانه را جذب كنند. توالتها نيز آلودگي موسوم به آب سياه را ايجاد ميكنند. در حالي كه ارتش آمريكا قوانين سختي را براي دفع اينگونه ضايعات در ايالات متحده اتخاذ كرده، چنين كاري در افغانستان هيچگونه محدوديتي ندارد. توالتها را ميتوان در نزديكي آبهاي سطحي و حتي بر روي آنها ايجاد كرد. از سوي ديگر هيچ گونه نقشهاي از توالتهاي ايجاد شده بدست آمريكائيها وجود ندارد. اين گزارش در ادامه يادآور ميشود: در حالي كه انتشار مواد بيان شده در بند 1 و 12 قطعي است، اين ترس وجود دارد كه همه مواد بندهاي 2 تا 11در سايتهاي باز سوزاندن زبالهها در افغانستان رها شود و يا اينكه بطور مخفيانه در زمينهاي اين كشور دفع شوند. ناسوتي تاكيد ميكند: در حقيقت ميراث آمريكا براي افغانستان، آزادي نيست، بكله آلودگي است. گزارش ولترنت در انتها مينويسد: در فوريه 2010، وزارت امور كهنهسربازان آمريكا، مطالعه 18 ماههاي را در مورد سوزاندن زبالهها در افغانستان و تاثيرات آن بر سلامت انسان، آغاز كرد. اما افغانستان قادر نيست تا 18 ماه براي انتشار نتايج اين مطالعه صبر كند، بلكه ميبايست همين الان اقدامي براي اين كشور صورت گيرد. |
|
+ نوشته شده در
Fri 21 May 2010ساعت توسط حمید محوی |
|
|
گاهنامه هنر و مبارزه 12.04.2010
اعلامیه
نامه سرگشاده برای تمام فعالان حقوق بشر
در خصوص محصولات ایالات متحدۀ آمریکا و اروپا
وبلاگ «هیروشیما بغداد» را که بعضا تحت عنوان «فاجعۀ کاربرد اورانیوم رقیق شده در جنگ های معاصر» منتشر شده است، چندین بار و آخرین بار به تاریخ 10 آوریل 2010 به سایت کانون فعالان حقوق بشر ارسال داشتیم. http://www.humanrights-ir.org/ dhrc.ir@gmail.com در این جا به فعالان حقوق بشر و نمایندگان آن و خصوصا خانم شیرین عبادی و عبدالکریم لاهیجی برای چندمین بار اعلام می کنیم که در صورتی که در مورد موضوع وبلاگ ما در آدرس زیر http://stopua.blogfa.com عکس العمل نشان ندهند، و در سطح بین المللی به وظایفی که مدعی آن هستند عمل نکنند، ما فعالان حقوق بشر ایرانی را در اتحاد و اتفاق با چنین جنایاتی خواهیم دانست و بر همین اساس با آنها رفتار خواهیم کرد. تمام قربانیان این نظام ضد بشری به ما تعلق دارند ولی فعالان حقوق بشر ایرانی و تمام فعالان اجتماعی باید قویا جمهوری اسلامی را تحت فشار قرار دهند تا واقعیت سونامی سرطان در ایران را در رابطه با گسترش اورانیوم رقیق شده تحت نیابت سازمان حفاظت محیط زیست و دیگر نهادهای بهداشتی در کشور مورد بررسی قرار داده و نتایج را به اطلاع عموم مردم جهان برساند. زیرا چنین مسائلی به منافع حیاتی تمام مردم جهان بستگی دارد. آمریکا و اروپا جنایت می کنند، طرفداران حقوق بشر با سکوتشان حمایت می کنند حمید محوی |
|
+ نوشته شده در
Tue 13 Apr 2010ساعت توسط حمید محوی |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
|
دربارۀ مسائل فاجعه بار کاربرد سلاحهای اورانیوم رقیق شده در جنگ های معاصر
حمید محوی |
|
RSS
|